top of page

ماسک‌ شاه‌پرستی بر چهره بازجویان؛ از کشتار ۶۷ تا مهندسی اعتراضات در مشهد

  • Writer: Ahmad Ebrahimi
    Ahmad Ebrahimi
  • Dec 22, 2025
  • 2 min read

Updated: Jan 4



۰۲/‍۱۰/۱۴۰۴


به قلم: احمد (فعال سیاسی و شاهد قتل‌عام ۶۷)

من به عنوان کسی که ده سال از جوانی‌اش را در راهروهای مرگ سپری کرده و شاهد عینی جنایت عظیم قتل‌عام ۶۷ بوده است، و به عنوان شاکی و شاهدی که در دادگاه استکهلم برای محکومیت حمید نوری فریاد تظلم‌خواهی سر داد، وظیفه دارم نسبت به سناریوهای تکراری و خطرناک امنیتی هشدار دهم.

درگذشت مشکوک خسرو علیکردی، وکیلی که شجاعانه مدافع خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی بود، بار دیگر داغ خانواده‌های معترض را تازه کرد. مراسم شب هفت این وکیل برجسته در مسجد غدیر مشهد، نه یک مراسم سوگواری ساده، بلکه به صحنه تقابل اراده مردم با فریب دستگاه‌های امنیتی تبدیل شد. در حالی که مردم با خشم و انزجار، شعارهای بنیادین علیه کل نظام و شخص خامنه‌ای سر می‌دادند، جریانی مشکوک  و نفوذی تلاش کرد با سر دادن شعارهای «جاوید شاه»، مسیر اعتراضات را منحرف کند .

نکته تکان‌دهنده اینجاست که همین افراد که نقاب سلطنت‌طلبی بر چهره داشتند، بلافاصله پس از ایجاد انشقاق در صفوف مردم، در کنار نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها قرار گرفته و به ضرب و شتم و بازداشت شرکت‌کنندگان پرداختند.

آنچه در مشهد رخ داد، اثبات کرد که پروژه «سلطنت»، طرحی مهندسی‌شده توسط وزارت اطلاعات و پایگاه عمار است. این پروژه در داخل توسط نیروهای بسیج و سپاه و در خارج از کشور توسط «بریده‌های امنیتی» هدایت می‌شود؛ همان مهره‌هایی که با تظاهر به بریدن از نظام، در نقش نفوذی، سکان هدایت جریان سلطنت را در خارج کشور به دست گرفته‌اند تا آلترناتیوهای اصیل را به حاشیه برانند.

رژیم که از اتحاد مردم و شعارهای ساختارشکن هراسان است، با ساختن یک اپوزیسیون پوششی، قصد دارد هم اعتراضات را بدنام کند و هم مبارزان واقعی را شناسایی و بازداشت نماید.

این تاکتیک مانند «گرگی در لباس میش» است که به میان گله می‌رود، نه برای همراهی، بلکه برای پراکنده کردن آن‌ها تا گرگهای درنده بتواند راحت‌تر تک‌تک آن‌ها را شکار کند.

اما رژیم در محاسبات خود کور خوانده است. دیگر برای این ترفندهای سوخته بسیار دیر شده است؛ چرا که جامعه ایران و به ویژه نسل Z، به درجه‌ای از آگاهی رسیده‌اند که دیگر فریب این بازی‌های امنیتی را نمی‌خورند. واکنش تند مردم در فضای مجازی علیه این جریان نفوذی و به ویژه واکنش آگاهانه جوانان در تبریز و ارومیه که در جریان مسابقات ورزشی، با شعارهای خود این جریان‌های وابسته را بی‌شرف خوانده و مرزبندی خود را با هرگونه دیکتاتوری (چه نعلین و چه تاج) نشان دادند، گواهی بر این بیداری است.

مردم ایران ثابت کرده‌اند که دشمن را در هر لباسی، چه در لباس بازجوی دهه‌ی ۶۰ و چه در پوشش نفوذی‌های «شاه‌پرست» امروز، به خوبی می‌شناسند. این بیداری، تیر خلاصی است بر پروژه‌های وزارت اطلاعات که قصد داشتند با انحراف شعارها، عمر نظام را طولانی کنند.



Comments


bottom of page